유♥웃انــتــهـاے عـشــــق유♥웃

˙·٠•●♥هـر جـا کـه عـشـــــــق اســـت زنـבگے آنــجــاســت ♥●•٠·˙

 

دريا و ساحل


از دريا پرسيدم:که اين امواج ديوانه ي تو از کرانه ها چه ميخواهند؟

چرا اينان پريشان و در به در سر بر کرانه هاي از همه جا بي خبر مي زنند؟

دريا در مفابل سوالم گريست! امواج هم گريستند...

آن وقت دريا گفت: که طعمه ي مرگ تنها آدمها نيستند امواج هم مانند آدمها مي ميرند و

اين امواج زنده هستند که لاشه ي امواج مرده را شيون کنان به گورستان سواحل

خاموش مي سپارند!


نوشته شده در یکشنبه 21 فروردین 1390| ساعت 21:27| توسط کیمیا| ارسال نظر(0) |

قالب ساز pinkthem

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران